ابعاد روانشناسی در ارتقا قابلیت مالی زنان
یکی از موضوعاتی که این روزها محققان در حال بررسی آن هستند میزان همبستگی توانایی مالی با عوامل مختلف روانشناسی میباشد. در این مقاله قصد داریم یافتههای تحقیقات امروزی را به شکل مختصر بررسی نماییم. چرا که این روزها گرفتن تصمیمات خوب در مورد پول فقط دانستن حقایق مالی نیست. بلکه روانشناسی نیز نقش مهمی را ایفا میکند.
تحقیقات نشان میدهند که سطح بالاتری از رفتار توانمند مالی فقط به میزان دانش کسب شده یا نگرش فرد نسبت به پولی که دارد وابسته نیست. بلکه به شدت با عوامل روانشناسی خاصی نیز مرتبط میباشد. اینها عبارتاند از اینکه یک فرد چقدر خوشبین یا تکانشی است، چگونه با چالشها برخورد میکند و اینکه آیا معمولاً بر آینده خود کنترل دارد یا خیر.
حضور روانشناسی در سواد مالی: بررسی چند خصیصه روانشناختی
در ادامه تعدادی از ویژگیهای روانشناختی بانوان را که در سواد مالی آنها تاثیر میگذارد، بررسی میکنیم.
خوش بینی
در حالی که کمی خوشبینی برای کمک به ما در حفظ انگیزه در زندگی روزمره مورد نیاز است. خوشبینی غیرواقعبینانه میتواند منجر به انتظارات نادرست شود و افراد را مستعد برنامهریزی ناکافی برای آینده کند. علیرغم این که انتظار میرود خوش بینی و بدبینی افراطی منجر به کاهش سواد مالی و اخذ تصمیمات اقتصادی نامناسب شود اما تحقیقات نشان دادهاند که به جای یک رابطه منحنی، یک رابطه خطی بین خوشبینی و رفتار توانمند وجود دارد، به این معنی که افرادی که خوشبینتر هستند، توانایی مالی بالاتری نیز دارند.
عدم تکانشگری
تحقیقات نشان دادهاند که تکانشگری عمومی و مالی تأثیر منفی بر رفتار توانمند مالی دارند، مانند کاهش انباشت داراییها یا افزایش استفاده از بدهیهای بدون تضمین. کسانی که در تکانش گری نمره پایینتری را کسب میکنند رفتار مالی بهتری دارند.
جهت گیری رویکرد یا جهت گیری اجتناب
خلق و خوی رویکرد و اجتناب به این موضوع اشاره دارد که آیا فردی توسط محرکهای مثبت یا منفی برانگیخته میشود یا خیر. جهت گیری رویکرد، مؤلفهای است که فرد را برای دستیابی به نتایج مثبت وامیدارد. در حالی که جهت گیری اجتنابی جایی است که فرد برای اجتناب از نتایج منفی مانند شکست یا موقعیتهای ناراحت کننده انگیزه دارد . جهت گیری رویکرد با رفتار توانمند مالی بالاتر همراه است، در حالی که جهت گیری اجتنابی با سطوح پایینتر همراه خواهد بود.
محل کنترل
محل کنترل به این اشاره دارد که آیا یک فرد معتقد است که میتواند سرنوشت خود را کنترل کند، یا اینکه تحت الحمایه چیزی خارج از خود است: شانس، سرنوشت، خدا یا چیز دیگری. این دیدگاههای متفاوت به ترتیب منبع کنترل داخلی یا منبع کنترل خارجی نامیده میشوند. نتایج حاکی از آن است که منبع کنترل داخلی بالاتر با استقلال مالی و رفتار توانمند مالی بالاتر مرتبط است. منبع کنترل خارجی بیشتر نیز سطوح پایینتر سواد مالی را پیشبینی میکند.
نفوذ همتایان
جورگاراکوس و دیگران (2014) دریافتند «کسانی که خود را فقیرتر از همتایان خود میدانند، احتمالاً برای همگام شدن با آنها وام میگیرند و در نتیجه، خود را با مشکلات مالی مواجه میکنند». به طور کلی چیزی که از نتایج ضد و نقیض تحقیقات برمیآید حاکی از آن است که تاثیر همتایان بر سواد مالی به قدری که انتظار میرود زیاد نیست. در واقع شاید افرادی که ما فکر میکنیم تحت نفوذ همتایان خود هستند در ویژگیهای دیگری مانند جاه طلبی، غبطه خوردن و علاقه بیشتر به ارتقا سواد مالی نمرهی بالاتری میگیرند.

تاثیر روانشناسی افراد در آموزش سواد مالی به کودکان در کنار ویژگیهای روانشناختیای که در بالا ذکر شدند نکات مهم دیگری نیز وجود دارند. به عنوان مثال هنگام آموزش سواد مالی به کودکان باید با ساختار ذهنی آنها در هر سنی آشنا بود تا بتوان مفاهیم را در قالبهای ذهنی ساده به کودکان آموزش داد. کودکان نمیتوانند به شکل بلند مدت بر آموزش تمرکز کنند و یا متوجه مفاهیم انتزاعی نمیشوند. لذا کسانی که رسالت آموزش به این کودکان را عهدهدار میشوند باید با روانشناسی کودک آشنایی کافی داشته باشد