چرا آموزش مدیریت مالی را باید از کودکی و نوجوانانی آغاز کنیم؟
از آنجایی که کودکان و نوجوانان در عصر حاضر اطلاعات درستی از پول و نحوه ی استفاده از آن را ندارند، و همینطور فرزندان عصر حاضر به مصرف کنندگانی تبدیل شده اند که به جای مولد و یک بازوی توانمندِ ایده پردازی و خلاقیت در کسب و کار آتی خود و منشا درآمدزایی خانواده تبدیل شوند، مهمانان کوچکی شده اند که نیازهای مادی و معنویشان فقط توسط پدر و مادر برطرف میشود.
ماندانا سلحشور در کتاب خود آموزش مدیریت مالی به کودکان و نوجوانان را مثل آموزش دوچرخه سواری به آنها دانسته است، او یادگیری و ضرورت این آموزش را اینگونه بیان کرده است که اگر پدر و مادر همیشه پشت زین دوچرخه را نگه دارند، فرزندشان هیچگاه نمی افتد و البته دوچرخه سواری نیز یاد نخواهد گرفت. آموزش ارزش پول و مدیریت مالی بهتر است به چند دلیل از همان دوران کودکی آغاز شود:
1- توانایی یادگیری و الگوپذیری کودکان در سنین پایین بسیار بالاست و آنها میتوانند از طریق مشاهده عادت ها و رفتارهای والدینشان به نکته هایی ساده و مهم پی ببرند. پژوهش های گوناگونی نشان می دهند کودکانی که در سنین پایین آموزش میبینند دارای تجربه ها و آموخته های بیشتر و متنوع تری هستند.
2- آموزش در خانواده مطمئن ترین و راحت ترین روش برای یادگیری کودکان است. آموزش، راهنمایی، حمایت و تمرین کردن با کودکان در محیط صمیمی و امن خانواده ،به آنها احساس امنیت، آرامش و اعتماد به نفس میدهد علاوه بر این مطالعات نشان میدهند کودکانی که مهارت های ساده و اولیه گوناگونی را در زمینههای مختلف از پدران و مادرانشان یاد میگیرند، در دوران نوجوانی عملکرد بسیار بهتر از سایر هم سن و سالانشان در آن زمینه ها دارند.
3- کودکان و نوجوانانی که با مفاهیم و اصول اولیه مدیریت مالی آشنا هستند، هنگام رویارویی با مسائل و مشکلات گوناگون از قدرت و توانایی تصمیمگیری بالاتری برخوردارند. در این زمینه والدین باید بکوشند با وجود محدودیت هایی که دارند ارزش پول و جایگاه آن را در زندگی به فرزندانشان بیاموزند.
4- کودکان و نوجوانان آموزش دیده، شانس و امکان انتخاب های بیشتری را در آینده دارند. برای مثال، کودکی که مهارت های زیادی در زمینه های مختلف کسب کرده است ، با اعتماد به نفس بیشتری از تواناییها و استعدادهای خود استفاده میکند. بدیهی است کودک و نوجوانی که به «ارزش پول و مادیات» پی برده است، ارزش اشیا و امکانات زندگی اش را بیشتر و بهتر می داند و با دقت از سرمایههای کنونی خود استفاده میکند.
5- والدینی که به فرزندانشان آموزش های مدیریت مالی اولیه را میدهند، میتوانند از آنها توقع همکاری و همیاری داشته باشند. برای مثال، پدر و مادری که روشهای پس انداز کردن را به فرزند ده ساله شان آموزش داده اند، می توانند از او انتظار داشته باشند که برای خرید اسباب بازی یا وسیله ی مورد علاقه اش پس انداز کند.
بنابراین آموزش نقشی مهم در شکل گیری شخصیت کودک دارد و میتواند از کودکی ناتوان و ضعیف ، جوانی مسئول و کارآزموده بسازد. اما سوال اینجاست آیا پدران و مادران امروزی دانش و وقت کافی برای این آموزش را دارند؟
پاسخ اینجاست که والدین عزیز ما به همراهی و همیاری برای این آموزش مهم نیازمندند. آنها نه تنها باید خود بیاموزند ، تا الگوی مناسبی در جهت «آموزش ارزش پول و مفاهیم پولی» باشند ، بلکه نیازمند متخصصینی هستند تا با آموزش به فرزندان شان «مهارت های مدیریت مالی» را با بهره گیری از اصول و مبانی استاندارد شده ی جهان، بیاموزند.